على محمدى خراسانى

45

شرح مكاسب (فارسى)

ديگرى امضا كرد اين براى بايع يك عيب و نقصى است كه عيب شركت باشد زيرا او نمىخواهد با كسى شريك باشد و شركت يك نقصى است ولو از ماليّت و ارزش مبيع كاسته نشود ، و نيز شامل تبعض صفقه هم مىشود يعنى اگر كسى متاعى را خريدارى كرد سپس مشاهده كرد كه قسمتى از آن معيوب است اگر بخواهد همان قسمت را رد كند و بقيه را نگه دارد اين تبعض صفقه است و نوعى عيب و نقص است ( زيرا چه‌بسا مجموع موردنظر بايع باشد ) ولو از ماليّت مبيع چيزى كم نشود . ( البته مسأله عيب شركت يا تبعض صفقه را نبايد از عيوبى دانست كه در نزد مشترى حادث شده و مانع از رد است ، زيرا اين‌ها به خود ردّ مشترى حادث مىشود نه اين‌كه سابق بر ردّ باشند ، ولى اين مهم نيست به هر حال اين‌ها عيب و نقص حادث هستند . ) و نيز شامل نسيان كتابت هم مىشود يعنى اگر مشترى عبدى را خريده كه معيوب بود سپس در نزد مشترى كتابت و نوشتن را فراموش كرد . اين نيز عيب و نقص حادث است ولو موجب نقصان ماليت نشود . از قضا مرحوم علّامه در قواعد به اين مثال تصريح كرده « 1 » و مرحوم محقق ثانى در جامع المقاصد مثال زده به نسيان دابّه طحن ( آرد كردن در آسيا ) را كه اين نيز موجب نقصان ماليّت نمىشود ولى نقص حادث است . « 2 » پس منظور از عيب حادث روشن شد . وامّا ادلّهء مسأله : 1 . شهرت : مشهور فقهاى عظام عيب حادث پس از قبض و انقضاء خيار را مانع از ردّ مىدانند و مىگويند : مشترى حق رد ندارد و تنها مىتواند ارش عيب قديم را از بايع بگيرد و جبران خسارت كند . 2 . عده‌اى از قبيل فخرالدين « 3 » و ابن زهره « 4 » ادّعاى اجماع كرده‌اند . 3 . مفهوم شرط مرسلهء جميل از امام صادق عليه السلام : اين روايت از جهت منطوق مىگفت : « ان كان الثوب قائماً بعينه ردّه على صاحبه » مفهوم شرطش اين است كه : « و ان لم يكن قائماً بعينه لايجوز ردّه » . البته اگر ما بوديم و عنوان « قيام الشيئى بعينه » مىگفتيم : اين عنوان به ظاهرش با مجرّد نقص وصفى از اوصاف هم مىسازد و منافاتى ندارد ( يعنى اگر عبد كتابت را هم فراموش كند باز صدق مىكند كه « قائماً بعينه » است ، شركت هم حاصل شود باز اين عنوان صدق مىكند ، و . . . از قضا در مسأله‌اى كه بايع و مشترى در مقدار ثمن اختلاف دارند و مع قيام العين قول بايع مقدم است برخى به اين مطلب اعتراف كرده‌اند . « 5 » پس علىالظاهر بايد بگوييم : حدوث عيب به معناى مجرّد نقص مانع از رد نيست ولى وقتى به ذيل حديث نظر مىكنيم كه مىفرمايد : « و ان كان الثوب قد قطع او

--> ( 1 ) . قواعد ، ج 2 ، ص 75 . ( 2 ) . جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 342 . ( 3 ) . مفتاح الكرامه ، ج 4 ، ص 626 ، از فخرالاسلام حكايت كرده . ( 4 ) . غنية النزوع ، ص 222 . ( 5 ) . مسالك ، ج 3 ، ص 262 .